تبليغاتX
تاریخ باستان

وقتی فصل باران منقض گردید و ابر از آسمان ایران دور شد و خورشید به جهان تایید ، آسمان به رنگ دریاچه در آمد و صدها هزار پرنده بر شاخه اشجار مجاور دریاچه ، شروع به خوانندگی کردند و همان وقت از تمام خانه های سیلک بانگ شادی بر خاست و صدای گیل ... گیل... از خانه ها به گوش می رسید .صدای گیل ... در آن شهر ، بانگ شادمانی بود و هر دفعه که آن صدا بر می خاست معلوم می شد که مردم خرسند هستند و شادمانی خود را بروز می دهند.زاب و رود با صدای رساتر از صدای دیگران بانگ گیل را بر می آوردند چون می دانستند که موقع عروسی فرارسیده است و رود درحالی که بانگ بر می آورد  و ابراز شادی می کرد ظروف سفالینی را که پدرش در فصل باران ساخته بود برای فروش آماده می نمود و یک مرتبه یکی از ظرف های سفالین  از دستش افتاد و نشکست ، ولی علاوه بر آن صدایی غیر عادی آز آن به گوش رسید .رود ظرف را برداشت و حیرت زده آن را نگریست و متوجه شد که آن ظرف ، با ظروف عادی که پدرش از آتش خارج می نماید فرق دارد.دختر جوان مرتبه ای دیگر آن ظرف را رها کرد و ظرف بر زمین افتاد و نشکست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 2:22 توسط علیرضا |

 

     

 

 

اگر ما می توانستیم در سال هفتصد قبل از میلاد خود را به دامنه ی کوه الوند برسانیم مشاهده می کردیم که در آنجا زن و مرد مشغول خاک برداری و گل  سازی و سنگ تراشی و خشک مالی و آجر پزی هستند تا این که بتوانند اطراف شهرخود به اسم هک ماتانا(امروز موسوم است به همدان)دیوار بسازند.         

پادشاهی به اسم مردکوه(کیومرث)بر آنها فرمانروایی و نظارت می کرد و گاهی که از کنار دسته ای از کارگران می گذشت می گفت اگر می خواهید فرزندان شما کشته نشوند یا به اسارت نروند و اموال شما چاپیده نشود بکوشید که زودتر دیوار شهر را به اتمام برسانیم.                                                      

در همان موقع که مرد و زن مشغول کارهای بنایی بودند تا اینکه حصار شهر هک ماتانا را بسازند کودکان در مکتب های شهر درس می خواندند و به تعلیم استاد با یک قلم از مس یا مفرغ روی لوح سنگی می نوشتند.بالای آن لوح به خط استاد این جمله نوشته شده بود:(ای پسر پیوسته به خاطر داشته باش که نینواباید ویران شود.)                                                


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 2:20 توسط علیرضا |

 

كورش كبير پسر كمبوجيه، نوه ي كورش اول و نبيره ي چيش پيش از دودمان هخامنش جد بزرگ، پادشاه پارسيان و شاهزاده اي پارسي بود كه با اتحاد دو قوم پارس و ماد و اصلاح ميانه آنها كشور ايران و امپراطوري هخامنشي را بنيان نهاد و بدين گونه موفق به تاسيس بزرگترين دولت جهاني و مردمي گرديد. بنابراين او نخستين كسي است كه توانست به تاسيس يك شاهنشاهي در جهان دست يابد و لقب كبير را از تاريخ دريافت كند.
"كاسان دادن" دختر "فرناسپ" از خاندان هخامنشي يگانه همسر كورش بود كه در زمان پادشاهي كورش در گذشت و گويند كورش پس از آن هرگز همسري اختيار نكرده است. هئوتسيا،آتوسا، كمبوجيه و برديا حاصل ازدواج كورش و كاسان دان مي باشند و از اين ميان هئوتسيا همان است كه همسر داريوش كبير شد و كمبوجيه فاتح مصر.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 2:12 توسط علیرضا |

Copy_of_PersianEmpire03.jpg

آرياندس در مصر قشون فراهم مي کرد و داريوش در سوريه وليدي و بعد از دو ماه داريوش وارد مصر شد.
داريوش از مشاهده سربازان سياه پوست که آرياندس اجير کرده بود ابراز رضايت کرد و چون همه سياه پوستان عريان بودند دستور داد که به سرعت براي انها لباس ضخيم و گرم فراهم نمايند و انگاه در اولين روز طغيان رودخانه نيل در شمال مصر که اولين روز امدن چلچله ها نيز مي باشد و آغاز پائيز است با قشون خود براه افتاد و راهي را پيش گرفت که کمبوجيه براي جنگ با فرعون " پز آمون " پيش گرفته بود .
خانتوس مورخ ليدي مي گويد که شمار سربازان داريوش دران سفر يکصدو پنجاه هزار نفر بود و اين رقم کمي اغراق اميز است . گزنفون سربازان داريوش را هنگامي که مي خواستند به کارتاژ بروند يکصد هزار نوشته و تصور مي شود که اين رقم هم کمي اغراق آميز باشد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 2:9 توسط علیرضا |

 

در سال 586 ق م بخت النصر پادشاه اشوری بابل اورشلیم ( اورخالم ) را گرفت ومعبد حضرت سلیمان را ویران کرد کشتار بسیار کرد و مظالم بر قوم یهود روا داشت پس از ان هزاران هزار نفر از قوم یهود را اسیر کرده واز وطنشان به بابل کوچ داد . انها سالها در بابل در عین اسارت برای حفظ مذهب و معتقدات خود کوشیداند کمال مطلوب انها ازادی از دست حکومت ستمگر اشور ( نیاکان اعراب ) و بازگشت به وطن خود و تجدید بنای ان سرزمین ویران شده بود در رویای ساخت حکومتی که دیگر دچار سستی وانقراض نشود روز به شب و شب به روز میرساندن اشعیا نبی میفرماید: یهودا بدست اشوری ها خراب خواهد شد و بعد اشور هم از جهت ظلم و کبر پادشاهانش منقرض خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 20:59 توسط علیرضا |

  این سرگذشتی است پرشورازسرزمین ایران وازمردم ایران.

                             

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 17:53 توسط علیرضا |